تبلیغات
عاشق الشهدا ... - آرزوی شهادت

عاشق الشهدا ...
 
دو کلمه حرف حساب

8pic.ir     مكانی برای آپلود رایگان فایل های شما


یا موسع

همیشه با هم اختلاف سلیقه داشتیم، همه ی آرزویش شهادت بود و بس! یک بار دیگه طاقتم تموم شد، با ناراحتی گفتم یعنی چی همش می گی: دوست دارم شهید بشم! کی می شه شهید بشم! کی بشه خون من روی زمین بریزه! این حرفا چیه می زنی؟ تو تازه اول جوونیته، کلی کارا داری بکنی. چرا با این حرفا دل بقیه را خون می کنی؟ آخه انصافه؟! اشکی تو چشماش جمع شد و گفت: آخه می دونی مادری دارم که خیلی به من علاقه داره، می ترسم! می ترسم که اگه ناگهانی این خبر بهش برسه بشکنه! دوست دارم کم کم این دوری را بچشه بلکه راضی بشه، می دونی اگه رضایتش نباشه... گفتم: خوب تو که اینا را می دونی چرا این قدر عذابش می دی. گفت: به خدا قصد آزارش را ندارم اما فکر می کنم این جوری حداقل آماده تر می شه. گفتم آخه تو جوونی! حالا حالا ها باید باشی. گفت: من همه ی آرزوم همینه که توی جوونی شهید بشم. گفتم چرا؟! گفت: دیدی می گن فوتبالیست های بزرگ باید در اوج دوران ورزشیشون از فوتبال کناره گیری کنند! می دونی چرا؟ آخه اونا تو اون موقعیت با داشتن خیلی از موقعیت ها برای حفظ محبوبیت و افتخاراتشون با عزت خاصی از فوتبال خداحافظی می کنند؛ این باعث می شه اونا برای همیشه محبوب بمونند و مردم هم احترام خاصی براشون قائل باشند. حالا حکایت شهادت در جوونی هم شبیه به همین مثال هستش. آدما تو جوونی در اوج هستند؛ اوج اخلاص، طراوت، دل پاکی، شهامت، طراوت، آینده اندیشی، شجاعت، امیدواری، احساس، محبت کردن، آرزو، کرامت و عزت نفس و از طرف دیگه هم در اوج غرور و نیازهای شهوانی. گفت: به نظر تو چه چیز زیباتر از این که آدم در اوج جوونی از دنیا دست بکشه اونم برای خدای خودش و در راهش!؟ دهنم بسته شد و زبونم قفل. حرفش حق بود. دعا کردم، دعا کردم لایق شهادت بشه، اونم در اوج جوونی.

8pic.ir     مكانی برای آپلود رایگان فایل های شما

 نظر یادت نره ...





نوشته شده در تاریخ شنبه 20 آبان 1391 توسط شهید گمنام
تمامی حقوق مطالب برای عاشق الشهدا ... محفوظ می باشد